
آه از این شرم و حیا ... آه از این حجب و حضور آه از این زندانی ام سهم سنگین غرور ... من در این ماتمکده ... هم اسیر و هم فقیر ... هم اسیر اسم و نام هم فقیر ،هم دست گیر هم به ظاهر سر به راه هم سری ظاهر به راه آه از این شرم و حیا آه از این حجب و حضور آه از این زندانی ام سهم سنگین غرور ... xa0...
ادامه مطلب
سکوت را هم داشتم آخرین سنگرم بود و ... من و سکوت با هم بودیم افسوس ... روزی که خواستم با دیگران تقسیمش کنم در میان فریادهایم گم شد و اکنون ... گم کرده ای دارم از جنس سکوت ......
ادامه مطلب
باز مهتاب شد و ... با هم از آن کوچه گذشتیم عشق پیدا شده بود ساده از انکار گذشتیم گر چه دل ... زخم شد از نشتر دوری ما بر آن وعده که دادیم و آن عهد ... که بستیم نشستیم ... و هستیم ... xa0...
ادامه مطلب
فارغ از دنیا و هر چه هست و نیست از زمین و از زمان تا هر چه نیست بستم اقبال بلندت با زمان تا که بر دنیا بگویم بندگی است ... xa0...
ادامه مطلب