ببر به میکده ام ...

خرید بک لینک

ببر به میکده ام ... آلوده کن قبایِ مرا

ز هجر و غم بسوزان دگرباره بقایِ مرا

ز راه ببر علم و دانشم به گمراهی ...

بیا و ببین صبر و طاقتم ... ابتلایِ مرا

در آتشم فکن ، به زِ درد و رنجِ گرفتاری

ز سیل سرشکم تو پاک گردان صدایِ مرا

به غمزه ی شوخت خبر ببر ز اشتیاق درونم

به غفلت و جهالتِ خود ... تیره کن رویِ مرا

به زینتی که خدا داده است مر تو را اینک

مکن تکیه به کبر و غرور، نیرزد عصایِ مرا

به خاک رسان تو صورتم را ز حرصِ درون

بیا و بگیر ز من... عشق و عزتم، خدایِ مرا

ز یُمن عنایت خدایِ من ... به هر دو جهان

به خواب هم دگر نرسی ... تو گردِ پایِ مرا

سلام عرض ارادت و احترام خدمت دوستان خوبم ...

این شعر کمی صقیل سروده شد و از این بابت از دوستانی که در خواندن آن مشکل دارند پیشاپیش عذر میخواهم ، اما دلیل داشت تا حس سخت و سنگین لحظاتی را که همه امان در گاه و بیگاه زندگانی حس میکنیم منتقل شود ...

پایدار و بهاری باشید


برچسبها: ببر به میکده ام بی پرستوترین آسمان ......

ما را در سایت بی پرستوترین آسمان ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 132 تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 1:36

صفحه بندی